پیدا





دست هایم خسته است ...

درخواست حذف اطلاعات

دست هایم در نوشتن خسته است
پای من در عاشقی ها بسته است
چشم هایم درد هجران می کشند
این تن و جان رنج و حرمان میکشند
آ این غم را چشیدن تا به کی؟!
در پی رویا دویدن تا به کی ؟!
روزگارم را ی جز من ندید
هجر تورا تا به کی باید کشید؟!! //// روزی روزگاری من هم تمام میشوم بانو ... اما تو ؛ - تو - تمام رویای بی انقضای منی ...